ارث خیار

خیار، حق است؛ و یکی از اوصاف و ویژگی های حق (در برابر حکم) قابلیت انتقال آن (به صورت ارادی یا قهری) است، هرچند در این میان بعض حق ها قابل انتقال قهری هستند، ولی قابل انتقال ارادی نمی باشند. خیار از جملۀ این دسته حقوق است. بنابراین، خیار نیز بدان عنوان که حق است، قابل انتقال قهری است، یعنی به ارث می رسد. قاعدۀ عمومی توریث خیار در مادۀ 445 قانون مدنی ایران با این عبارت مذکور افتاده است: «هر یک از خیارات بعد از فوت منتقل به وارث می شود». بر قاعدۀ عمومی توریث خیار، دو استثناء وارد شده است. به عبارت دیگر، در دو مورد خیار به ارث نمی رسد. این دو استثناء بلافاصله بعد از بیان قاعدۀ عمومی توریث خیار در مادۀ 445 قانون مدنی، در طیّ مواد 446 و 447 بر زبان آمده اند. مطابق مادۀ 446 قانون مدنی: «خیار شرط ممکن است به قید مباشرت و اختصاص به شخص مشروطٌ له قرار داده شود. در این صورت منتقل به وارث نخواهد شد». به دلالت تنبیه، علت عدم انتقال چنین خیار شرطی به وارث، «قید مباشرت و اختصاص خیار شرط به شخص مشروطٌ له» است. به طور کلی باید گفت، هر حقی که در آن «قید مباشرت و اختصاص» لحاظ شده باشد، به طریق ارث قابل انتقال نیست، و قائم به شخص ذیحق (متوفی) است. مادۀ 447 قانون مدنی بیانگر دومین استثناء بر قاعدۀ عمومی انتقال خیار به وارث است: «هرگاه شرط خیار برای شخصی غیر از متعاملین شده باشد، منتقل به ورثه نخواهد شد».