احمقی قهر خداست ...

«داستان فرار عیسی به کوه نیز از این گونه است و وقتی وی را در آن حال ترس و فرار می بینند چون از وی می پرسند کدام خوف و خطر وی را بدان هول و گریز وا می دارد، جواب می دهد که از دست احمق می گریزد، چرا که احمقی قهر خداست و آن کس را که بدان مبتلاست با هیچ اسم اعظم و هیچ افسون دعایی نمی توان شفا داد. مولانا اینجا خاطرنشان می کند که البته عیسی از خشم خدا ایمن است، این قول وی از باب تعلیم است و می خواهد نشان دهد که هر کس مدعی کذاب را از اولیای حق باز نمی شناسد احمق است و هیچ چیز نمی تواند مایۀ نجات او گردد». مرحوم دکتر عبدالحسین زرین کوب، بحر در کوزه: نقد و تفسیر قصه ها و تمثیلات مثنوی، انتشارات علمی، چاپ دوازدهم: 1386 هجری شمسی، ص 74.