تفاوت درجات ادراک اهل معرفت ...
تفاوت درجات ادراک اهل معرفت ...
«[...] تفاوت درجات ادراک اهل معرفت را مولانا در تمثیل موری چند که بر کاغذ می روند تصویر می کند و ضمن آن نشان می دهد که مراتب ادراک در اشخاص تفاوت دارد، چنانکه یک مور چون قلم را بر کاغذ می بیند می پندارد آن نقشها که بر کاغذ ظاهر است جز کار قلم نیست، مور دیگر که دوربین تر به نظر می آید چون این را می شنود می گوید آنکه این نقشها می پردازد قلم نیست انگشت است که آن را به حرکت در می آورد، مور سوم می گوید انگشت لاغر چه قدرت دارد؟ آنکه این نقش می کند بازوست. همچنین هر موری بر حسب ادراک خویش مرتبۀ بالاتر را نشان می دهد تا مهتر موران که فطن تر می نماید می گوید این هنر به جسم و صورت ربطی ندارد آنچه این نقشها را می پردازد جز جان و عقل نیست. معهذا این مور با همۀ فطانت که دارد این را نمی داند که آن جان و عقل هم اگر تربیت و تصرف خداوند نباشد جز جمادی نیست و اگر خداوند یک لحظه عنایت خویش را از عقل و جان باز گیرد - عقل زیرک ابلهی ها می کند. تمثیل موران نشان می دهد که فهم علل و اسباب در نزد اشخاص بر حسب تفاوت ادراک آنها فرق می کند. بعضی جز اسباب نزدیک را نمی بینند، برخی به اسباب بعید هم راه می برند، و معدودی هستند که آنچه را در پایان سلسلۀ علل و در واقع در ماورای عالم اسباب است درک می کنند. مأخذ تمثیل ظاهراً غزالی است که عالِم طبیعی و منجم را به آن مورچه ها تشبیه می کند که بر کاغذ می روند. آنکه نقش را از قلم می پندارد عالِم طبیعی است که از محرکات و اسباب ماورای محسوس خبر ندارد، و آنکو نقش را منسوب به انگشت می کند مثال منجم است که می پندارد طبایع مسخر کواکب هستند، و پیداست که آنچه عارف در ماورای اسباب می نگرد دستیاب منجم و عالِم طبیعی نیست». مرحوم دکتر عبدالحسین زرین کوب، بحر در کوزه: نقد و تفسیر قصه ها و تمثیلات مثنوی، انتشارات علمی، چاپ دوازدهم: 1386 هجری شمسی، صص 214-215.