تشویش زوال نعمت

«تمثیل گاو و جزیرۀ پرنعمت که نیز از امثال عامیانه مأخوذ به نظر می رسد حال کسانی را تقریر می کند که دایم بر زوال نعمت می لرزند و از سبب ضعف توکل و غلبۀ حرص پیوسته در تشویش زوال نعمت به سر می برند. تمثیل در باب گاوی است فربه و خوشخور که صبح تا شب در یک جزیرۀ پرنعمت می چرد و می خورد و سیر و پروار می شود اما شب تا صبح از دغدغۀ آنکه شاید فردا چیزی برای خوردن نیابد غصه می خورد و مثل مو لاغر می شود و با آنکه صبح باز دشت جزیره را سرسبز و آکنده از علف می یابد همچنان هر شب در تشویش به سر می برد و هیچ نمی اندیشد که چندین سال از این سبزه ها می خورد و هیچ از آن نمی کاهد و جایی برای دلنگرانی ندارد. هر چند اصل قصه از حکمت عامیانه مأخوذ است در کلام عطار هم سابقه دارد و مولانا در تفسیر آن خاطرنشان می سازد که در مقام تأویل - نفس آن گاوست و آن دشت این جهان». مرحوم دکتر عبدالحسین زرین کوب، بحر در کوزه: نقد و تفسیر قصه ها و تمثیلات مثنوی، انتشارات علمی، چاپ دوازدهم: 1386 هجری شمسی، ص 216.