زبان حال دنیا در مثنوی مولانا
زبان حال دنیا در مثنوی مولانا
«[...] در تقریر مولانا در جهان دو بانگ مجال انعکاس دارد که هر دو زبان حال اوست از آن جمله یک بانگ اتقیا را بیدار می کند و آن دیگر اشقیا را به ضلال و خطا می کشاند. به اینها دنیا بانگ می زند که من زندگی نقدم، حاضر و ظاهرم، در باب من تردید و شبهه ای که در مورد هر چه نسیه هست وجود دارد محل ندارد، به آنها با زبان حال می گوید فریب ظاهرم را مخورید، به فرجام کار بنگرید و در این آینه از اول نقش آخر را مشاهده نمایید. البته عارف مؤمن که این زبان مرموز را فهم می کند دل به دنیا در نمی بندد و چون فساد و تباهی دنیا را می بیند بی ثباتی آن را از نظر دور نمی دارد و بدین سبب از آفات آن در امان می ماند». مرحوم دکتر عبدالحسین زرین کوب، بحر در کوزه: نقد و تفسیر قصه ها و تمثیلات مثنوی، انتشارات علمی، چاپ دوازدهم: 1386 هجری شمسی، ص 249.