برخورد خلاقانۀ مترجم با جملات معترضۀ موجود در زبان انگلیسی

«یکی از دشواریهای کار مترجم، برخورد خلاقانه با جملات معترضۀ موجود در زبان انگلیسی و تغییر آنها به گونه ای است که ساختار زبان فارسی آن را برتابد. اصولاً در متون نظم و نثر گذشتۀ ما، کاربرد جملات معترضه نه تنها بسیار محدود بوده، بلکه آنجا هم که به کار می رفت غایتی خاص داشت. جملۀ معترضه معمولاً در مقام دعا (شیخ ما - قدس الله سره - را پرسیدند)، یا نفرین (پس عبیدالله بن زیاد - لعنة الله - بفرمود ...) و یا ابراز احساس فردی و شخصی به کار می رفت و بواقع می شد آن را از جمله و عبارت افکند. جملۀ معترضه اگر به قاعده و زیبا به کار می رفت به آن حشو ملیح می گفتند. همین اطلاق «حشو» بر جملۀ معترضه تا اندازه ای مبین شیوه برخورد گویندگان فارسی با جملۀ معترضه است. امروزه در ترجمه ها، جملات معترضه چنان نظم طبیعی جمله و ادای مقصود را آشفته می سازد که خواننده جز با صرف وقت و تأمل، قادر به درک عبارت نمی شود. به این عبارت پریشان بی شیرازۀ مترجم دقت کنیم: 45) «اما هر تأخیری که در شناخت عامه از هنر و هنرمند رخ می داد، بناچار این عقیدۀ جزیی را که امروز چنان می نماید که جای هیچ سؤالی در آن نیست، تقویت می کرد عقیده ای که بنابر آن مردم به طور خیلی ساده در مقامی نیستند که هنرمند واقعی را وقتی که قدم به عرصۀ ظهور می گذارد بشناسند و دریابند». (83) رفتاری که مترجم با جملات معترضه باید بکند این است که ابتدا آن بخش از عبارت را بیاورد که غرض اصلی نویسنده را افاده می کند و در نهایت، جمله یا جمله های معترضه را به عنوان جملۀ پایانی بیاورد یا مفاد آنها را به گونه ای خلاصه و به صورت ترکیبات و صفتها، شبه جمله های توضیحی و غیره در میان جملۀ اصلی بگنجاند؛ عبارت بالا را می توان چنین پیراسته کرد: هر گونه تأخیری در شناخت عامه از هنر و هنرمند، ضرورتاً این عقیدۀ جزئی را تقویت می کرد که گویا عوام در مقامی نیستند که به ارزش هنرمند پی برند؛ مفهومی که امروزه دیگر مصداق ندارد. 46) «هوش کودک چون شروع به رشد و تکامل می کند، نخست آسانتر به سوی رویدادهای مأنوس روزانه، که معمولاً که با زندگی خود او در ارتباط است، کشیده می شود». (97) که باید نوشت: هوش کودک در آغاز رشد و تکامل خود، بیش از همه به جهتی متمایل می شود که معمولاً با زندگی او پیوند دارد. در اینجا مترجم دو فعل را درست در کنار هم به کار برده و این نمود ناآگاهی از زبان مادری است. نمونه های بسیاری از کاربرد دو فعل در کنار هم در این ترجمه می توان آورد که گواهی بر آشفتگی جملات تواند بود (مثلاً صص 22 و 53)». جواد اسحاقیان، زبان ترجمه یا زبان یأجوج و مأجوج، فصلنامۀ مترجم، شماره های 21-22، بهار و تابستان 1375 هجری شمسی، ص 79.