شرحی بر عرف و عادات متحدالشکل اعتبارات اسنادی (UCP 600): مقدمه

1. عرف و عادات متحدالشکل اعتبارات اسنادی که به اختصار «یو سی پی» خوانده می شود، به چنان شهرت و مقبولیتی در حقوق بازرگانی بین المللی دست یافته است که به جرأت می توانیم گفت حتی معاهدات بین المللی مطرح در حقوق تجارت بین المللی نیز به پای آن نمی رسند. نفوذ و رسوخ این سند در تار و پود بازرگانی بین المللی تا بدان پایه بوده است که به لطف وجود آن تا کنون جامعۀ بین المللی خود را از وضع معاهدات و نگارش اسناد حقوقی سخت در حوزۀ اعتبارات اسنادی تجاری بی نیاز دیده است. ما نیز در این دیدگاه با پاره ای از اساتید آمریکایی هم داستانیم که آن حقوق تجارتی که از بطن نظم خود جوش بازار بیرون تراود، و خود را بر قانونگذاران دولتی تحمیل کند، کارآمدتر است. (این طرز نگرش را اصطلاحاً «قانونگذاری از پایین به بالا» (Bottom-Up Lawmaking Approach) نام داده اند تا آن را از حقوق دولتی که نمودار «قانونگذاری از بالا به پایین» (Up-Bottom Lawmaking Approach) است، ممتاز سازند). به طور قاطع می توانیم گفت، «یو سی پی» یکی از آن اسنادی است که دلیل و گواه صدق این مُدعا است. بانکداران تمام کشورها در اقصاء نقاط عالم، حال نظام بانکی آنها از هر ایدئولوژی و مکتب اقتصادی ای که می خواهد سیراب شود، «یو سی پی» را می شناسند و ناگزیرند که بشناسند، اگر می خواهند پای در میدان خدمات بانکداری بین المللی نهند. چندان که حتی نظام بانکداری و تأمین مالی اسلامی، به عنوان نظامی نوپا و رو به رشد، نیز در برابر مقررات این سند کُرنش می کند، و سر تسلیم فرود می آورد. از باب نمونه، سازمان حسابداری و حسابرسی مؤوسسات مالی اسلامی که یکی از شهیرترین مراکز برقراری و تنظیم استانداردها در نظام بانکداری و تأمین مالی اسلامی به شمار می آید، در «معیار شرعی شمارۀ 14» که خود حاکم بر اعتبارات اسنادی است، لزوم تبعیت بانک ها و مؤوسسات مالی اسلامی از «یو سی پی» را به تصریح بر زبان می آورد. (رک. بند 4/4/2 معیار شرعی شمارۀ 14)؛ و بدین سان تلویحاً اعلام می کند که قصد ساختار شکنی ندارد، و در پی آن نیست در این حوزه طرحی نو و متفاوت دراندازد. (رک. هیئة المحاسبة و المراجعة للمؤسسات المالیة الإسلامیة، المعاییر الشرعیة: المعیار الشرعی رقم (14) الاعتمادات المستندیة، صص. 195 به بعد، 2010 میلادی).

ادامه نوشته

تفاوت «اعتبار عادی» و «اعتبار اسنادی» در قانون تجارت جدید مصر مصوّب سال 1999 میلادی

در قانون تجارت جدید مصر (مصوّب سال 1999 میلادی)، میان «اعتبار عادی» و «اعتبار اسنادی» به عنوان دو عملیات بانکی مختلف تفصیل گذاشته شده است: در حالی که أحکام اعتبار عادی در فصل ششم باب سوّم ضمن مواد 338 إلی 340 مذکور افتاده است، بلافاصله در فصل بعدی همین باب، فصل هفتم، ذیل عنوان «اعتبار اسنادی» قواعد و أحکام اعتبار اسنادی طیّ مواد 341 إلی 350 مندرج است. تفصیل نهادن میان این دو عملیات بانکی را در قوانین بعض دیگر از کشورهای عربی خاورمیانه که در قوانین تجارت خود در صدد وضع قواعدی برای اعتبار اسنادی برآمده اند، نیز می توانیم سراغ گرفت. در این میان، از «قانون معاملات تجاری» إمارات متحدۀ عربی (مصوّب سال 1993 میلادی)، قانون تجارت عمان (مصوّب سال 1990 میلادی)، قانون تجارت قطر (مصوّب سال 2006 میلادی)، و قانون تجارت کویت (مصوّب سال 1980 میلادی) به عنوان نمونه می توان یاد کرد. با سیری در مواد مرتبط موجود در این قوانین، به تفاوت های گشایش اعتبار عادی و گشایش اعتبار اسنادی به عنوان دو عملیات بانکی متمایز می توان پی برد. در نوشتار حاضر با تمرکز بر أحکام قانون تجارت جدید مصر (مصوّب سال 1999 میلادی) به مقایسۀ مفهوم اعتبار عادی و مفهوم اعتبار اسنادی خواهیم پرداخت، و تفاوت های موجود میان این دو تأسیس را برجسته خواهیم ساخت. در لابلای مباحث، به مناسبت بحث، به مواد مربوطۀ قوانین تجارت سایر کشورهای عربی نیز اشاره خواهد رفت.

ادامه نوشته

«ضمانت نامۀ بانکی» در قانون تجارت جدید مصر مصوّب سال 1999 میلادی

1. قانون تجارت جدید مصر (مصوّب سال 1999 میلادی) در شمار آن قوانین تجارتی است که فصل مستقلی را به بیان احکام «ضمانت نامۀ بانکی» اختصاص داده اند، و صرف وجود احکامی در زمینۀ «عقد ضمان» سنتی در قانون مدنی را کافی برای حلّ مسائل این نهاد نوظهور ندیده اند. قوانین تجارت بعض دیگر از کشورهای عربی منطقۀ خاورمیانه و شمال آفریقا نیز بر همین راه رفته اند. در این میان، می توان از قانون معاملات تجاری إمارات متحدۀ عربی (مصوّب سال 1993 میلادی)، قانون تجارت عراق (مصوّب سال 1984 میلادی)، قانون تجارت عمان (مصوّب سال 1990 میلادی)، قانون تجارت قطر (مصوّب سال 2006 میلادی)، و قانون تجارت کویت (مصوّب سال 1980 میلادی) به عنوان نمونه هایی از این قوانین نام برد. قانون تجارت جدید مصر و نیز دیگر قوانین تجارت فوق الذکر، حاوی أحکامی تفصیلی در خصوص ضمانت نامه های مستقل نیستند، بلکه به بیان أحکامی اجمالی و تقریر اصول کلی ضمانت نامه های مستقل بسنده کرده اند، و مسائل جزئی این عمل حقوقی را وانهاده اند تا طرف های ضمانت نامه خود از طریق تراضی راه حل های آن را پیش بینی کنند، یا مراجع رسیدگی در سایۀ عرف و عادات ضمانت نامه های مستقل راه حلّ آنها را بیابند. تعریف ضمانت نامۀ بانکی و در خلال آن تعریف ذکر پاره ای اوصاف و عناصر اساسی ضمانت نامه های بانکی (بند (1) مادۀ 355)، امکان أخذ تأمینات و وثایق در قبال صدور ضمانت نامه بانکی از متقاضی صدور و أقسام اموالی که می توان به عنوان وثیقه أخذ کرد (مادۀ 356)، شرایط انتقال ضمانت نامه به غیر (مادۀ 357)، استقلال ضمانت نامه بانکی از قرارداد تقاضای صدور ضمانت نامه و از رابطۀ معاملاتی پایه (مادۀ 358)، انقضای مدّت اعتبار ضمانت نامه و اثر آن و شرایط تمدید مدت اعتبار ضمانت نامۀ بانکی (بند (1) مادۀ 359)، لزوم فک تأمینات و وثایق مأخوذه از متقاضی صدور در صورت عدم مطالبه و پرداخت وجه ضمانت نامه با انقضای مدّت اعتبار ضمانت نامه (بند (2) مادۀ 359)، و نهایتاً حق بانک صادرکنندۀ ضمانت نامه به مطالبۀ بازپرداخت اصل و فرع مبلغ پرداختی به ذینفع ضمانت نامه (مادۀ 360)، مجموع احکامی است که طیّ مواد 355 تا 360 قانون تجارت جدید مصر ذیل فصل «ضمانت نامۀ بانکی» انشاء شده است. امّا، آنچه از این فهرست جا ماند، و به نظر ما اهمیت شایانی در میان احکام این فصل از قانون تجارت جدید مصر دارد، همانا مقرره ای است که در بند (2) مادۀ 355 این قانون دیده می شود: «نسبت به آنچه در خصوص آن نص یا عرفی در این فصل از قانون وارد نشده، قواعد و عادات جاری در معاملات بین المللی در خصوص ضمانت نامه های بانکی اعمال خواهد شد». حکم مقرر در بند مذکور که نشان از دوراندیشی نویسندگان این قانون دارد، به درستی نقش مقررۀ پرکنندۀ خلأها را در این فصل از قانون ایفاء می کند، و چونان حکمی بدیع رهنمودی برای قانونگذار ما نیز در این حوزه از حقوق تجارت می تواند بود.

«اعتبارات اسنادی تجاری» در قانون تجارت جدید مصر مصوّب سال 1999 میلادی

1. قانون تجارت جدید مصر، به سال 1999 میلادی به تصویب رسیده، و از حیث عصری بودن، در رتبه ای پس از قانون تجارت سوریه (مصوّب سال 2007 میلادی) و قانون تجارت قطر (مصوّب سال 2006 میلادی)، به روزترین قانون تجارت در میان قوانین تجارت کشورهای عربی خاورمیانه و شمال آفریقا شمرده می شود. این قانون مشتمل بر پنج باب و 773 ماده است. از میان ابواب پنج گانه قانون مورد اشاره، باب سوم زیر عنوان «عملیات البنوک» به بیان أحکام پاره ای از مهمترین معاملات بانکی اختصاص یافته است. باب سوم این قانون که از مادۀ 300 آغاز می شود، أحکام ده عملیات بانکی مختلف را طیّ ده فصل مقرر می دارد که این فصول به ترتیب عبارت اند از: فصل نخست. حساب سپرده (وديعة النقود) شامل مواد 301 إلی 309؛ فصل دوم. تودیع اسناد تجاری (وديعة الصکوک) شامل مواد 310 إلی 315؛ فصل سوم. اجارۀ صندوق أمانات (تأجیر الخزائن) شامل مواد 316 إلی 323؛ فصل چهارم. رهن اسناد مالی (رهن الأوراق المالية) شامل مواد 324 إلی 328؛ فصل پنجم. انتقال وجوه (النقل المصرفي) شامل مواد 329 إلی 337؛ فصل ششم. قرارداد اعطای اعتبار عادی (الاعتماد العادي) شامل مواد 338 إلی 340؛ فصل هفتم. اعتبار اسنادی (الاعتماد المستندي) شامل مواد 341 إلی 350؛ فصل هشتم. تنزیل اسناد تجاری (خصم) شامل مواد 351 إلی 354؛ فصل نهم. ضمانت نامۀ بانکی (خطاب الضمان) شامل مواد 355 إلی 360؛ و سرانجام، فصل دهم. حساب جاری (الحساب الجاري) شامل مواد 361 إلی 377. نوشتار پیش روی، به شکل تفسیر ماده به ماده، به تحلیل مواد 341 تا 350 قانون تجارت جدید مصر می پردازد. به مناسبت هر بحث، مواد متناظر و متقارن در قوانین تجارت دیگر کشورهای عربی در زمینۀ موضوع مورد بحث نیر صرفاً مورد اشاره قرار خواهد گرفت، بی آنکه وارد مقایسه آن أحکام با مواد قانون تجارت جدید مصر شویم. از رهگذار مطالعۀ حقوق مثبتۀ مصر در زمینۀ اعتبارات اسنادی، علاوه بر اینکه شاهد و گواه دیگری بر «وحدت جهانی حقوق اعتبارات اسنادی» اقامه می کنیم، به بعض نوآوری های قانونگذار این کشور در حوزۀ قانون نویسی برای حقوق اعتبارات اسنادی نیز پی خواهیم برد؛ نوآوری هایی که مهمترین آن جذب بخش عمدۀ مقررات متحدالشکل اعتبارات اسنادی (یو سی پی) در متن این قانون از طریق ارجاع به نشریۀ موصوف، و تبدیل مقررات این نشریۀ اتاق بازرگانی بین المللی به حقوق موضوعۀ مصر است. همین نوآوری مورد تقلید و پذیرش قانونگذار قطر (قانون تجارت قطر مصوّب سال 2006 میلادی) و قانونگذار سوریه (قانون تجارت سوریه مصوّب سال 2007 میلادی) نیز قرار گرفته است.

ادامه نوشته

عدم متابعت فروشنده از مفاد اعتبار اسنادی تجاری و تأثیر آن بر قرارداد پایۀ بیع

مطالعۀ دعاوی اعتبار اسنادی: در حقوق اعتبارات اسنادی تجاری، لزوم ارائۀ اسناد معلّق علیه تعهد بانک در برابر ذینفع اعتبار اسنادی تجاری است، نه آنکه تعهد ذینفع در برابر بانک (گشاینده یا تأییدکنندۀ اعتبار) باشد، به نحوی که عدم ارائۀ اسناد یا ارائۀ اسناد غیر منطبق، نقض تعهدی به شمار آید که ذینفع در برابر بانک(های) مزبور به عهده داشته است. آری، چنانچه ذینفع اعتبار اسناد به ظاهر منطبق ارائه دهد، با ارائه و پذیرش اسناد، ذینفع تضمینی (Warranty) را به نفع بانک های متعهد به عهده گرفته است، چندان که اگر بعداً کاشف به عمل آید، اسناد پذیرفته شده باطناً مشوّب به عیوبی اند، به سبب نقض این تضمین (Breach of Warranty)، ذینفع اعتبار مسؤولیت هایی در قبال بانک ها به عهده خواهد داشت. امّا، سؤال این است که اگر ذینفع اعتبار اسنادی تجاری (فروشنده)، از ارائۀ اسناد خودداری کند یا اسناد غیر منطبق ارائه دهد، آیا صرف این امر، تخلف وی از قرارداد بیع موجود میان او و خریدار شمرده می شود، و حقوقی را بر اساس قرارداد پایه (بیع) برای خریدار پدید می آورد؟