أهداف و مقاصد مقررات انتشار و افشای اطلاعات

أهداف و مقاصد مقررات انتشار و افشای اطلاعات                 Goals of Disclosure Rules

در قوانین و مقررات بازار سرمایه هر کشوری در هر نقطه ای از جهان، تکلیف به انتشار و افشای اطلاعات از سوی ناشران اوراق بهادار، از أحکام مشترک تمام این قوانین و مقررات است. پرسش این است که گذاشتن این تکلیف در قوانین و مقررات بازار سرمایه بر عهدۀ ناشران اوراق بهادار چه أهداف و مقاصدی را دنبال می کند؟ به دیگر سخن، مبنای الزام قانونی ناشران اوراق بهادار به انتشار و افشای اطلاعات در بازارهای سرمایه چیست؟

تکلیف مدیر شرکت به اعلام داشتن نفع در معامله یا توافق پیشنهادی

تکلیف مدیر شرکت به اعلام داشتن نفع در معامله یا توافق پیشنهادی 

Duty to Declare Interest in Proposed Transaction or Arrangement

در حقوق شرکت های تجاری بریتانیا، یکی از تکالیف عام مدیران شرکت تجاری، «تکلیف مدیر به اعلام داشتن نفع در معامله یا توافق پیشنهادی» است. این تکلیف در مادۀ 177 قانون شرکت های تجاری 2006 بریتانیا مذکور افتاده است.

تکلیف مدیر شرکت به عدم قبول مزایا و منافع از اشخاص ثالث

تکلیف مدیر شرکت به عدم قبول مزایا و منافع از اشخاص ثالث

Duty not to Accept Benefits from Third Parties

در حقوق شرکت های تجاری بریتانیا، یکی از تکالیف عام مدیران شرکت تجاری، «تکلیف به عدم قبول مزایا و منافع از اشخاص ثالث» است. پاره ای از أحکام این تکلیف در مادۀ 176 قانون شرکت های تجاری 2006 بریتانیا آمده است.

تکلیف مدیر شرکت به پرهیز از تعارض منافع

تکلیف مدیر به پرهیز از تعارض منافع                 Duty to Avoid Conflicts of Interest

در حقوق شرکت های تجاری بریتانیا، یکی از تکالیف عام مدیران شرکت تجاری، پرهیز از موقعیت تعارض منافع است. این تکلیف و پاره ای أحکام آن در مادۀ 175 قانون شرکت های تجاری 2006 بریتانیا درج شده است.

تکلیف مدیر شرکت به اعمال مراقبت، مهارت و سعی معقول

تکلیف مدیر شرکت به اعمال مراقبت، مهارت و سعی معقول     

Duty to Excercise Reasonable Care, Skill and Diligence

در حقوق شرکت های تجاری بریتانیا، یکی از تکالیف عام مدیران شرکت های تجاری «تکلیف به اعمال مراقبت، مهارت و سعی معقول» است. این تکلیف در مادۀ 174 قانون شرکت های تجاری 2006 بریتانیا با این عبارت دیده می شود: «(1) مدیر شرکت تجاری مؤظف است مراقبت، مهارت و سعی معقولی را مبذول دارد. منظور از مراقبت، مهارت و سعی معقول، آن گونه مراقبت، مهارت و سعی ای است که توسط شخصی منطقاً ساعی و دلسوز با ویژگی های زیر اعمال تواند شد: (الف) دارای دانش، مهارت و تجربۀ عمومی ای باشد که منطقاً از شخصی می توان انتظار داشت که وظایفی را انجام دهد که مدیر در ارتباط با شرکت انجام می دهد، و (ب) دانش، مهارت و تجربۀ عمومی ای که مدیر دارد».

تکلیف مدیر شرکت به داشتن قضاوت و رأی مستقل

تکلیف مدیر شرکت به داشتن قضاوت و رأی مستقل

Duty to Excercise Independent Judgement

یکی از تکالیف عام مدیران شرکت های تجاری «تکلیف به اعمال قضاوت و رأی مستقل» است. مادۀ 173 قانون شرکت های تجاری 2006 بریتانیا، در خصوص این تکلیف عام مدیران شرکت های تجاری مقرر می دارد: «(1) مدیر شرکت تجاری مؤظف است قضاوت و رأی مستقل اعمال نماید. (2) اقدامات زیر از ناحیۀ مدیر ناقض این تکلیف نیست: (الف) اقدامی که موافق توافقی انجام شود که به درستی توسط شرکت منعقد شده و اعمال آتی اختیارات از ناحیۀ مدیران را  محدود می کند، یا (ب) اقدام به طریقی که اساسنامۀ شرکت اجازه داده، انجام گیرد».

تکلیف مدیر به ارتقای موفقیت شرکت

تکلیف مدیر به ارتقای موفقیت شرکت Duty to Promote the Success of the Company

در حقوق شرکت های تجاری بریتانیا، یکی از تکالیف عامی که بر عهدۀ مدیران شرکت های تجاری نهاده شده، «تکلیف به ارتقای موفقیت شرکت» است. جزئیات أحکام این تکلیف را در مادۀ 172 قانون شرکت های تجاری 2006 بریتانیا می توان جست.

تکلیف مدیر شرکت به عمل در حدود اختیارات

تکلیف مدیر شرکت به عمل در حدود اختیارات                    Duty to Act within Powers

وفق مادۀ 171 قانون شرکت های تجاری 2006 بریتانیا: «مدیر شرکت مؤظف است: (الف) مطابق اساسنامۀ شرکت به فعالیت بپردازد، و (ب) از اختیارات صرفاً برای آن مقاصدی بهره جوید که اختیارات برای تحقق آن مقاصد بدو داده شده است».

تکالیف عام مدیران شرکت تجاری

تکالیف عام مدیران شرکت تجاری             General Duties of Directors of a Company

در حقوق شرکت های تجاری بریتانیا، فصل دوم از بخش دهم قانون شرکت های تجاری این کشور مصوّب سال 2006 میلادی، به بیان «تکالیف عام مدیران» اختصاص داده شده، و فهرست قابل توجهی از تکالیف عام مدیران تجاری در ذیل این فصل آمده است. تکالیف مقرر در این فصل عمدتاً مستخرج از آرای قضایی ای است که سابق بر وضع این قانون صادر شده، و اینک در این قالب جامۀ قانون به تن کرده اند. تکالیفی که در این فصل به عنوان تکالیف عام مدیران برشمرده شده، بدین شرح اند: تکلیف مدیر به عمل در حدود اختیارات (مادۀ 171 قانون شرکت های تجاری بریتانیا)؛ تکلیف مدیر به ارتقای موفقیت شرکت (مادۀ 172 قانون شرکت های تجاری بریتانیا)؛ تکلیف مدیر به داشتن قضاوت و رأی مستقل (مادۀ 173 قانون شرکت های تجاری بریتانیا)؛ تکلیف مدیر به اعمال مراقبت، مهارت و سعی معقول (مادۀ 174 قانون شرکت های تجاری بریتانیا)؛ تکلیف مدیر به پرهیز از تعارض منافع (مادۀ 175 قانون شرکت های تجاری بریتانیا)؛ تکلیف مدیر به عدم قبول مزایا و منافع از اشخاص ثالث (مادۀ 176 قانون شرکت های تجاری بریتانیا)؛ و تکلیف مدیر به اعلام داشتن نفع در یک معامله یا توافق پیشنهادی (مادۀ 177 قانون شرکت های تجاری بریتانیا).

امیدنامۀ معیوب

امیدنامۀ معیوب                                                                Defective Prospectus

امیدنامه ای که در آن اظهار کذب یا گمراه کننده درج شده، اصطلاحاً «امیدنامۀ معیوب» نامیده می شود.

نقش و کارویژۀ امیدنامه

نقش و کارویژۀ امیدنامه                                                Function of a Prospectus

نقش و کارویژۀ یک امیدنامه در انتشار عمومی اوراق بهادار چیست؟

قوانین فدرال اوراق بهادار ایالات متحدۀ آمریکا

قوانین فدرال اوراق بهادار ایالات متحدۀ آمریکا           USA Federal Securities Statutes

بن مایه های حقوق اوراق بهادار در ایالات متحدۀ آمریکا برآمده از دو قانون فدرال به نام های «قانون اوراق بهادار» و «قانون بورس اوراق بهادار» است که به ترتیب در سال های 1933 و 1934 به تصویب کنگرۀ آمریکا رسیده اند. تا پیش از دهه های 1920 و 1930، بازارهای اوراق بهادار در این کشور توسط دولت فدرال قاعده مند نشده بودند. در آن دوران، اوراق بهادار با افشای اطلاعاتی اندک، اگر اصلاً افشای اطلاعاتی وجود داشت، منتشر و به سرمایه گذاران فروخته می شد. تقلب و تدلیس در این معاملات شایع بود. در واکنش به این فقدان مقررات بود که در اوایل دهۀ 1930 میلادی کنگرۀ آمریکا قوانین فدرال اوراق بهادار را از تصویب گذراند تا به مدد آنها بازارهای اوراق بهادار را منتظم و قاعده مند سازد.

ادامه نوشته

کمیسیون بورس و اوراق بهادار

کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا     (Securities and Exchange Commission (SEC

قانون بورس اوراق بهادار 1934 ایالات متحدۀ آمریکا، کمیسیون بورس و اوراق بهادار ایالات متحدۀ آمریکا را تأسیس نمود. این کمیسیون یک دستگاه و سازمان اداری فدرال است که بدان اختیار داده شده قوانین فدرال اوراق بهادار این کشور را مدیریت و اجرا نماید. کمیسیون بورس و اوراق بهادار از پنج عضو ترکیب یافته که تمامی این اعضاء را رئیس جمهوری ایالات متحدۀ آمریکا نصب می کند.

ادامه نوشته

قانون بورس اوراق بهادار 1934

قانون بورس اوراق بهادار 1934 آمریکا                    Securities Exchange Act of 1934

قانون بورس اوراق بهادار 1934 ایالات متحدۀ آمریکا، قانونی فدرال است که عمدتاً در پی آن است از تقلب و تدلیس در داد و ستد بعدی اوراق بهادار، یعنی خرید و فروش اوراق بهادار در بازار ثانویه، پیشگیری و ممانعت کند. این قانون بر ممنوعیت معامله با سوء استفاده از اطلاعات نهانی و سایر أقسام تقلب و تدلیس در خرید و فروش اوراق بهادار در بازارهای بعد از انتشار، مانند داد و ستد و معامله در بورس های اوراق بهادار و سایر خرید و فروش های اوراق بهادار اعمال می گردد. این قانون به علاوه، گزارش دهی پیوسته و مستمر - گزارش های سالانه، گزارش های فصلی، و سایر گزارش ها - را بر ناشران و کمیسیون بورس و اوراق بهادار الزام می کند. 

ادامه نوشته

طرف اطلاع گیرندۀ وصول

طرف اطلاع گیرندۀ وصول

Notifying Party

از جمله مندرجاتی که بارنامه حاوی آن است، هویت ارسال کننده و هویت مرسلٌ إلیه است. گاه ممکن است در میان مندرجات بارنامه، علاوه بر نام مرسلٌ إلیه، هویت شخص سومی به نام «طرف اطلاع گیرندۀ وصول» نیز دیده شود. در این ستون از بارنامه نام و نشانی آن شخصی که متصدی حمل باید وصول محموله به مقصد را به اطلاع او برساند، درج می شود. در مواردی که تمام یا بخشی از مبلغ اعتبار از محل منابع بانک گشایندۀ اعتبار تأمین می شود، بین متقاضی اعتبار و گشایندۀ اعتبار توافق می شود کالای موضوع عقد پایه (مبیع) در وثیقۀ بانک گشایندۀ اعتبار باشد. این وثیقه علاوه بر وثایق عام دیگری است که گشایندۀ اعتبار از متقاضی اعتبار أخذ می کند. در این حالت، به علاوه در خصوص اسناد حمل راجع به بارنامه لازم الإرائه شرط می شود که هویت بانک گشایندۀ اعتبار به عنوان مرسلٌ إلیه (گیرندۀ محموله) درج شود، و متقاضی اعتبار که همان خریدار یا واردکننده است، به عنوان «طرف اطلاع گیرندۀ وصول محموله به مقصد» در سند حمل مزبور قید گردد.

ادامه نوشته

قرض گرفتن اوراق بهادار به قصد فروش و کسب سود

قرض گرفتن اوراق بهادار به قصد فروش و کسب سود                              Short Selling

قرض گرفتن اوراق بهادار (به ویژه سهام) است به این هدف که مقترض در ایام رونق بازار، سهام موضوع قرض را بفروشد و در ایام پایین بودن قیمت، اوراق بهاداری از همان نوع را مجدداً خریداری و قرض خود را بدان أدا نماید؛ و بدین سان از محل تفاوت قیمت فروش (قیمت بالاتر) و قیمت خرید مجدد (قیمت پایین تر) کسب سود نماید.

ادامه نوشته

مزایای قابلیت عرضۀ اوراق بهادار یک شرکت در بورس

قابلیت عرضه و داد و ستد اوراق بهادار یک شرکت تجاری در بازار بورس اوراق بهادار، چه مزایایی برای آن شرکت به دنبال دارد؟