نقل کلماتی لطیف از عبدالله خُبَیق، رحمة الله علیه

و گفت: «خداوند - تعالی - دل ها را موضع ذکر آفرید. چون با نفس صحبت داشتند، موضع شهوت شد، و شهوات از دل بیرون نرود مگر از خوفی بی قرار کننده یا شوقی بی آرام کننده». و گفت: «هر که خواهد که در زندگانی خویش زنده باشد، گو: دل را بستۀ طمع مدار تا از کلّ آزاد شوی». و گفت: «اندوه مدار مگر از برای چیزی که فردا تو را از آن مضرّت بود، و شاد مباش الّا به چیزی که فردا تو را شاد کند». و گفت: «رمیده ترین بندگان خدای آن بود که به دل وحشی تر بود. اگر ایشان را انسی بُوَد با خدای - تعالی - همه چیز را با ایشان انس بود». و گفت: «نافع ترین خوفها آن بود که تو را از معصیت باز دارد». و گفت: «نافع ترین امیدها آن بود که کار بر تو آسان گرداند». و گفت: «هر که باطل بسیار شنود، حلاوت طاعت از دل او برود». و گفت: «نافع ترین خوف آن بود که اندوه تو را دایم گرداند بر آنچه فوت شده است از عمر در غفلت، و فکرت را لازم تو گرداند در بقیّت عمر تو». و گفت: «رجا سه گونه است: مردی بود که نیکی کند و امید دارد که قبول کنند، و یکی بود که زشتی کند و توبه کند و امید دارد که خدای - تعالی - او را بیامرزد. و یکی رجاء کاذب بود که پیوسته گناه می کند و امید می دارد که خدای تعالی او را بیامرزد و هر که بدکردار بود، خوف او باید که بر رجا غالب بود». و گفت: «اخلاص در عمل سخت تر از عمل، و عمل خود چنان است که عاجز می آیند از گزاردن آن، تا به اخلاص چه رسد». و گفت: «مستغنی نتواند بود - به هیچ حال از جملۀ احوال - [از صدق، و صدق مستغنی است از جملۀ احوال] و هر که به صدق بود [در آنچه] میان او و میان خدای - تعالی - به حقیقت هست، مطّلع گردد بر خزاین غیب، و امین گردد در آسمانها و زمین ها. و اگر خواهی که هیچ کس بر تو سَبق نگیرد، در کار خداوند چنان کن که سبقت گیری، و تا توانی بر خدای خود هیچ مگزین که او تو را از همۀ چیزها بهتر». شیخ فریدالدین محمد عطّار نیشابوری، تذکرة الاولیاء، بررسی، تصحیح متن، توضیحات و فهرست ها از دکتر محمد استعلامی، چاپ بیست و سوم، انتشارات زوّار، 1391، صص 361-362، در ذکر عبدالله خُبَیق، رحمة الله علیه.