آنچه زندگی را ارزنده می کند ...

آنچه زندگی را ارزنده می کند ...

«... تمام اندیشه هایی که در شاهنامه ابراز می شود و گفتار و کردار قهرمانان، از رابطۀ مستقیم و سالم با عالَم بالا حکایت دارد. بی کمک پرودگار کاری از پیش نمی رود، اگر هم از پیش نرفت نباید گله مند بود، زیرا خواست او این بوده. یک پوشش معنویّت بر شاهنامه کشیده شده که زندگی را شاد، قابل دل بستن (ولی نه به هر قیمت) و امیدوار می کند، و چون آدمی در راه نیک قدم بر می دارد، به پاداش جهان دیگر (مینو) نیز امیدوار است. آنچه زندگی را ارزنده می کند، نام و آزادگی است که از کوشندگی در جبهۀ نیکی به دست می آید ...». زنده یاد دکتر محمدعلی اسلامی نُدوشن، هشدار روزگار و چند مقالۀ دیگر، شرکت سهامی انتشار، چاپ اول، 1380 هجری شمسی، صص 99-100.

در فضیلت علم

در فضیلت علم

«... و در روایت میآید از ابن عبّاس که علماء را بر مؤمنان فضیلت است بهفتصد درجه میان هر درجه پانصد ساله راه، هر نصیحت و وعظ که چنین عالمی فرماید بهر حرفی او را قربتی و درجتی حاصل میشود و هر کسی که بواسطۀ وعظ او توبت کند و بطاعت مشغول شود و روی بحق آرد جمله در کفّۀ حسنات او باشد روز قیامت، و از آنجمله باشد که خواجه [خواجه: سرور ما پیامبر اسلام] فرمود عالم در گور خفته باشد و عمل او منقطع نشود ببرکت علمی که خلق را نافع بوده است ...». شیخ نجم الدین رازی، مرصاد العباد، چاپ مطبعۀ مجلس، تیرماه 1312 هجری شمسی، ص 283.

تأثیر حکومتگران فاسد

تأثیر حکومتگران فاسد

«... و احسان پادشاه آنست که بفسق و فجور و فساد زندگانی نکند تا رعیّت بر فساد عادت ننمایند و بفرزندان ایشان طمع فساد روا ندارد و خاندانها را بدنامی ندهد تا در عهد او اهل فساد قوّت نگیرند و کار امر معروف و نهی منکر مختل نشود و بازار اهل دین و علم و صلاح کسادی نیابد و بازار اهل طرب و مسخرگی رواج نگیرد و عوانان [عوان: ظالم و غارتگر] و مردمان فرمایه و بی اصل و غمّاز و نمّام و غاشم [غاشم: ستمکار] و محتال در حضرت پادشاه در کار نشوند و ظلم و فساد را در نظر پادشاه در کسوت مصلحت آرایش ندهند و باغراض فاسدۀ خویش که ما دوستدار و مشفق بر احوال پادشاهیم و توفیر [توفیر: افزودن و زیاد کردن] دیوان و خزانه آوریم خود را جلوه ندهند ...». شیخ نجم الدین رازی، مرصاد العباد، چاپ مطبعۀ مجلس، تیرماه 1312 هجری شمسی، صص 249-250.

ایفای دین از طریق شبکۀ بانکی

ایفای دین از طریق شبکۀ بانکی

Credit Transfer

وصول و ایصال طلب با مداخلت بانک ها ممکن است با اقدام و ابتکار «طلبکار» باشد یا «بدهکار». حالت نخست را «استیفای طلب از طریق شبکۀ بانکی»، و دومی را «ایفای دین از طریق شبکۀ بانکی» نام داده اند. در «ایفای دین از طریق شبکۀ بانکی»، این بدهکار است که برای پرداخت بدهی خود به طلبکار به سراغ بانک می رود. در «ایفای دین از طریق شبکۀ بانکی» که فرایند انتقال (حوالۀ) وجه با اقدام بدهکار سرآغاز می گیرد، در اینکه بانک انتقال دهندۀ (بانک حواله کنندۀ) وجه به نمایندگی از «واریزکنندۀ وجه» عمل می کند، هیچ تردیدی نیست. تمام گفتگوها در این است که «بانک طرف رابطه با گیرندۀ وجه»، یعنی همان بانک مقصد انتقال (حوالۀ) وجه که بنا به فرض «گیرندۀ وجه» در آن حسابی بانکی دارد، و آن حساب را جهت واریز وجه به بدهکار اعلام نموده، تحت چه عنوان و سمتی از ناحیۀ «گیرندۀ وجه»، وجه واریزی را دریافت می کند، و آیا در دریافت وجه واریزی به آن حساب به سان نمایندۀ «گیرندۀ وجه» عمل می کند؟

ادامه نوشته

استیفای طلب از طریق شبکۀ بانکی

استیفای طلب از طریق شبکۀ بانکی

Debit Transfer

هنگامی که فرایند انتقال وجه بین داین و مدیون در شبکۀ بانکی از طریق اقدام طلبکار آغازیدن می گیرد، و طلبکار که به طور معمول طلب او در اسناد تجاری چک یا سفته یا برات انعکاس یافته، با اعطای وکالت در وصول، وصول طلب را به بانک محوّل می سازد، در ادبیات حقوق بانکداری مدرن به این نظام پرداحت اصطلاحاً «انتقال بدهکاری»، یا به تعبیر قابل فهم تر در زبان پارسی، «استیفای طلب از طریق شبکۀ بانکی» اطلاق می گردد. در این حالت، مسلم است که «بانک طرف رابطه با گیرندۀ وجه» در مقام وکیل (نمایندۀ) «گیرندۀ وجه» عمل می کند. باری، این اصطلاح در برابر اصطلاح «ایفای دین از طریق شبکۀ بانکی» (Credit Transfer) استعمال می شود.

ادامه نوشته