خوشبختی در کجاست؟
«... من همین چند روزه این سؤال را از خود داشتم که آیا مردم استرالیا خوشبخت هستند؟ به همین صورت که نگاه کنید و مواهب مادّی را که بنگرید، هیچ نقصی در زندگی آنان نمی شود پیدا کرد. گمان می کنم که فقر در آن وجود نداشته باشد؛ حقوق مکفی کارگران و کارمندان، بیمۀ همگانی، آموزش و بهداشت کم و بیش رایگان، درآمد خوبِ کشاورزان و رمه داران (تا آنجا که خشکسالی بگذارد)، امنیّت، آزادی، حکومت مستحکم، اطمینان به فردا (تا حدّی که بشود در این دوران به فردا اطمینان داشت)، خوب، اینهاست که ارکان بیرونی زندگی را تشکیل می دهند. آنگاه می رسد نوبت به درون شخص، که چه دریافتی از زندگی داشته باشد، و چه پُلی میان خود و بیرون بتواند برقرار کند. من هرگز دلیلی ندارم که بگویم که استرالیایی با مهیّا داشتن این همه عوامل - که حتّی از بسیاری از کشورهای اروپایی هم جلوتر است - زندگی خوشی ندارد، ولی عکس آن را هم نمی توانم بگویم، که زندگی سرشاری دارد. زیرا سرشار بودن زندگی با رفاه همه جانبه تفاوت می یابد.
گویا روال هستی و حکم طبیعت آن شده است که اجزائی از سعادت، اجزاء دیگری را خنثی بکنند، یعنی نوع های مختلف مصادیق خوشبختی نتوانند با هم جمع شوند. یک تعادل بسیار ظریف، بسیار باریک در این میان هست، که به اندک چیزی این تعادل به هم می خورد. بی تردید تعبیه های زندگی جدید نتوانسته است موضوع را حل کند. البتّه معیارهایی هست که مثلاً آزادی باشد، امنیّت باشد، رفاه نسبی باشد، ولی خوشبختی از یک ترکیب مشترک، از یک حاصل جمع، سرچشمه می گیرد. با آنکه چند هزار سال است که بشر مشغول آزمایش و محاسبه است، هنوز «فرمول» خاصّی برای آن پیدا نکرده است.
کم و بیش هر کسی در این شعر تاگور زبان حال خود را می یابد «آن را می جویم که نمی توانم یافت، آن را می یابم که نمی جویم». بگوییم که همه چیز نسبی است، و چیزهایی هست که بهتر بود که نمی بود. بنابراین همواره در حال سبک سنگین کردن هستیم. خاصیّت دیگر بشر آن است که چیزهایی را که ندارد، خیال می کند که اگر می داشت، سعادتمند می شد، ولی چون آنها را به دست آورد، دیگر آن جلا و جاذبه را در آنها نمی بیند. گاهی می شود که «غیبت» و «نداشت» بیشتر از «حضور»، پهناوری و اهتزاز درون ببخشد. این را که گفتیم معنیش آن نیست که از «نداشت» و هرج و مرج و عسرت جامعه های در هم ریختۀ شرقی جانبداری کرده باشیم. معنیش آن است که خوشبختی امر باریکی است و بشر، موجودی پیچیده ...». زنده یاد دکتر محمدعلی اسلامی نُدوشن، بازتابها، تهران: مؤوسسۀ انتشارات آرمان، 1382، صص 17-18.